راز بر ملا
به محض اینکه مادر بزرگ ها قضیه نوه جدید رو فهمیدن شروع کردن به اطلاع رسانی 5 شنبه همون روز رفتم باغ بابا بزرگ و تمام دایی های من و خالم اومدن برای من آش ویارونه اوردن و جمعه اش هم خونه مامان بزرگ عمو و عمه ها اومدن عمو محمد که برای اولین بار عمو میشد یه هدیه زیبا اوردن عمه مریم هم اومدن یه جعبه شکلات اوردن دخترعمو هم عروسکشو که هم غذا میخوره هم دستشویی میکنه رو اورد و به من تمرین غذا دادن به نی نی و عوض کردن پوشک داد بعدش هم با دختر عمو و پسر عمو کوچولو نازت رفتیم توی حیات مامان بزرگ و با علف های هرز توی حیاط اینارو درست کردیم ...




